بررسی کتاب آدم‌خواران؛ آدم‌خواری از تصور تا واقعیت

0
112
آدم‌خوارارن

با شنیدن کلمه‌ی «آدم‌خواران» نخستین چیزی که در ذهنتان تداعی می‌شود، چیست؟ شاید یاد قاتلان زنجیره‌ای بیفتید که اجزای بدن قربانیان‌شان را تکه‌تکه کرده و نوش‌جان می‌کردند. یا شاید صحنه‌های یک فیلم ترسناک از مقابل چشمانتان بگذرد. آدم‌خواری پدیده‌ای مشمئزکننده است؛ اما قبول کنید علی‌رغم ناخوشایند بودن این پدیده، انسان‌ها بدشان نمی‌آید از چند و چون نمونه‌های تاریخی آن مطلع شوند. برای اغلب ما جالب است که بدانیم افراد به چه دلیل و تحت چه شرایطی آدم‌خواری کرده‌اند.

آیا برای حفظ بقا و زنده ماندن مجبور به این کار شده‌اند؟

تحت‌تأثیر بیماری و برای ارضای حس لذت‌طلبی به این کار دست زده‌اند؟

یا …

اگر از قبایل بومی آدم‌خوار چشم‌پوشی کنیم، در طول تاریخ، در جوامعی که آدم‌خواری تابو بوده هم بارها و بارها شاهد این اتفاق بوده‌ایم. یکی از نمونه‌های این اتفاق در فرانسه‌ی نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم رخ داده است. کتاب آدم‌خواران درباره‌ی همین واقعه‌ی هولناک تاریخی است. اگر دلتان می‌خواهد از چند و چون این واقعه‌ و محتوای کتاب آدم‌خواران باخبر شوید، در این مقاله همراهمان باشید.

داستانی متفاوت

اولین مواجهه‌ی ما با هر کتاب، عنوان و عکس پشت جلد آن است. عنوان این کتاب چیزی نیست که بتوان ساده از کنارش گذاشت. بعید می‌دانم کسی چشمش به کلمه‌ی آدم‌خواران پشت جلد بیفتد و راجع‌به محتوای این کتاب کنجکاو نشود. تصویر پشت جلد هم که نقاشی عجیبی از فرانسیسکو گویا، نقاش اسپانیایی است، به این کنجکاوی دامن می‌زند. با این قرائن عجیب، ذهن می‌کوشد حوادث کتاب را پیش‌بینی کند. اما باید اعتراف کنم داستان عجیب‌تر از چیزی است که انتظارش را دارید. اگر پیش‌تر مغازه‌ی خودکشی، اثر دیگر ژان تولی را خوانده باشید، حتماً خودتان را برای خواندن یک داستان غیرمعمول دیگر آماده خواهید کرد.

فاجعه‌ی انسانی اوتفای

داستان با این جمله شروع می‌شود: «چه روز قشنگی!»

این جمله را آلن، شخصیت اصلی داستان، هنگام کنار زدن پرده‌های ململ اتاقش می‌گوید. وقتی چشمش از پنجره‌ی عمارتی که در آن ساکن است، به حیاط و منظره‌ی درختان بلوط می‌افتد. او آماده می‌شود به جشنی در روستای اوتفای برود. روستایی که مردمی خوش‌قلب و مهربان دارد و آلن به‌عنوان نماینده‌ی شهردار، از هیچ‌گونه کمکی به آن‌ها دریغ نمی‌کند. آلن هفته‌ی آینده عازم جنگ است. او حاضر نشده قرعه‌اش را بفروشد؛ چون نمی‌تواند در چشم پدر و مادری نگاه کند که پسرشان به جای او به جنگ رفته است.

مادر آلن از او می‌خواهد ناهار را با او و پدرش بخورد. او برای ناهار، عدس و گوشت آماده کرده است؛ با همان پنیر نرمی که آلن دوست دارد. اما آلن در اوتفای در قهوه‌خانه‌ی مونیه، با محضردار مارتُن قرار دارد. به هر حال باید قبل از رفتن به جنگ، به کارهایش سر و سامان بدهد. آلن هنگام رفتن به روستای اوتفای، به مادر دل‌نگرانش یادآوری می‌کند که دیگر بیشتر از سی سال دارد، تا اوتفای هم فقط سه کیلومتر راه است. می‌رود، دوری می‌زند، سلامی به دوستان می‌دهد و زود برمی‌گردد؛ اما…

عجیب اما واقعی

کتاب آدم‌خواران داستانی واقعی را روایت می‌کند. این اتفاق در سال 1870 در گیرودار جنگ فرانسه و پروس و در یکی از دهکده‌های فرانسه رخ داده است. ژان تولی علاوه‌بر مطالعه‌ی مدارک تاریخی، سراغ مردم دهکده رفته و واقعه را از نسل‌های بعد جویا شده است. تولی کتابش را در سال 2009 نوشت تا باز مانند مغازه‌ی خودکشی، جنبه‌ی سیاهی از زندگی را ترسیم کرده باشد. داستان کتاب از آغاز مشخص است. خواننده می‌تواند حدس بزند که قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ آنچه اهمیت دارد، توصیف ماجرا و  چگونگی آن است.

تندخویی عجیب انسان‌ها

کتاب آدم‌خواران فضایی تاریک و هولناک دارد. این داستان طنزآمیز نیست؛ اما قضیه آن‌قدر باورنکردنی است که دلتان می‌خواهد همه‌چیز شوخی باشد. علم به واقعی بودن داستان، گاهی خواندنش را دشوار و زجرآور می‌کند. در حین مطالعه، بارها و بارها آرزو می‌کنید که کاش می‌توانستید کتاب را کنار بگذارید؛ اما تولی با فضاسازی و توصیفات تصویری دقیقش، طوری درگیرتان کرده است که دیگر نمی‌توانید بی‌تفاوت از سرنوشت آلن بگذرید.

اهمیت کتاب آدم‌خواران شاید بیش از ارزش داستانی، به دلیل روشن کردن یک بخش مخوف و پنهان‌مانده‌ی تاریخ باشد. از نظر جامعه‌شناسی هم این کتاب حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. جامعه‌ی داستان جامعه‌ی عجیبی است. مردمش به‌ظاهر آرام‌اند؛ اما انگار خشونت پنهان تلمبارشده در وجودشان تنها به یک سوءتفاهم نیاز دارد تا فاجعه‌آفرین شود. هیچ‌کدام از آن آدم‌ها بدطینت نیستند. سؤال اینجاست که چطور همین آدم‌ها دو ساعت بعد، از خوردن گوشت دوست و همسایه‌ی خود ابراز خوش‌حالی می‌کنند؟!

این کتاب می‌تواند زمینه‌ساز مطالعه‌‌ درباره‌ی رفتار پیچیده‌ی انسان باشد. بعد از خواندن اثر متفاوت ژان تولی، از شدت تندخو و نابهنجار رفتار کردن انسان در شرایط خاص وحشت‌زده خواهید شد.

قدرت باورنکردنی جمعیت

جمعیت قدرت زیادی دارد. گاه به همان اندازه‌ای که می‌تواند مفید باشد، ویرانگر است. جنون جمعیت پدیده‌ی عجیبی است. از یک چیز کوچک شروع می‌شود و گسترش می‌یابد؛ همان کاری که انداختن یک ته‌سیگار در انبار کاه می‌کند. مجرمان این کتاب در دادگاه، دفاعیه‌ای نداشتند. تنها حرفشان این بود که عقلمان سر جایش نبود و تحت‌تأثیر دیگران بودیم.

جریان با یک سوءتفاهم آغاز شد؛ اما بعد به شکل نوعی پیروی کورکورانه درآمد. حتی دیگر کسی از چند و چون ماجرا نمی‌پرسید و همه به تبعیت از جمعیت، سعی می‌کردند در این جنایت دسته‌جمعی نقشی داشته باشند. این اقدام بی‌منطق تنها تحت‌تأثیر وارونگی مفهوم جمعیت امکان‌پذیر است.

اگر اتفاقات داستان برایتان قابل‌هضم نبود، حتماً غرایز حیوانی انسان، تبعیت از جمع و اوضاع متشنج روحی آن روزگار را در نظر بگیرید. تحت‌تأثیر برخی شرایط حتی آدم‌های مهربان هم یک‌باره به شیطان تبدیل می‌شوند.

تولی تصویرگر جنبه‌های سیاه زندگی

ژان تولی متولد 1953 نویسنده و کارتونیست فرانسوی است. او علاوه‌بر فعالیت در تصویرسازی و ساخت فیلم، تاکنون ده جلد کتاب موفق و پرفروش نوشته و جوایز ادبی متعددی هم به خود اختصاص داده است. این نویسنده‌ی فرانسوی در مسیر تحقیق درباره‌ی تراژدی اوتفای، سختی‌ها و تهدیدهای زیادی را به جان خرید که حاصل تلاش‌هایش در سال 2009 در قالب کتاب آدم‌خواران منتشر شد.

آثار تولی به‌شدت تصویری هستند. این موضوع به کارتونیست بودن او برمی‌گردد. او عادت دارد ابتدا طرح چیزی را که در ذهن دارد، روی تخته بکشد و سپس صحنه را تصویرسازی کند و بعد بنویسد. همین خصلت به تأثیرگذاری داستان کمک کرده است. مخاطب در جای جای داستان، با تکیه بر همین توصیفات دقیق، به‌خوبی با وقایع همراه می‌شود.

ابهامات و انتقادات احتمالی

(خطر لو رفتن داستان: این قسمت را بعد از مطالعه‌ی کتاب بخوانید.)

شاید انتقادتان به کتاب آدم‌خواران این باشد که برخلاف شخصیت‌پردازی خوب آلن، چرا نویسنده راجع‌به دیگر آدم‌ها اطلاعات زیادی در اختیارتان نمی‌گذارد. در پاسخ باید بگوییم که احتمالاً این قضیه برای نویسنده موضوعیت نداشته است. از ابتدا قرار بوده مردم در حد یک توده و جمعیتی با مشکلات مشترک باقی بمانند و فردیتشان محلی از اعراب نداشته باشد.

نکته‌ی دوم اینکه زنده بودن آلن در تمام طول مدت شکنجه و حتی از هوش نرفتنش علی‌رغم بنیه‌ی ضعیف، ممکن است از نظر برخی خوانندگان باورپذیر نباشد؛ اما فراموش نکنید هنگام داستان‌نویسی براساس روایت واقعی، نویسنده گاه برای جذابیت بیشتر اثرش، اغراق می‌کند.

انتقاد احتمالی دیگر شاید نپرداختن نویسنده به دلایل واکنش جمعیت باشد. احسان کرم‌ویسی، مترجم کتاب آدم‌خواران، در پس‌گفتار به این موضوع اشاره کرده است. ماه‌ها باران نباریده، محصولات زراعی خشک شده‌اند، دام‌ها می‌میرند. تنش در هوا و خشم زیر پوست و پشت نقاب به‌ظاهر آرام آدم‌هاست. علاوه‌براین آن‌ها شایعاتی شنیده‌اند مبنی بر اینکه یک جاسوس پروسی به روستایشان آمده است؛ بنابراین دیگر نیازی نمی‌بینند حتی یک لحظه در جاسوس نبودن آلن شک کنند و از اقدام به تعبیر خود میهن‌پرستانه‌شان منصرف شوند.

***

در آخر اینکه ژان تولی عاشق بازی‌کردن با مفاهیم انسانی و وارونه‌کردن آن‌هاست. همین مفهوم جمعیت که یادآور قدرت و همبستگی است، در کتاب آدم‌خواران چهره‌ی تاریک و خشن خود را به ما نشان می‌دهد. برای پی‌بردن به قدرت مخرب جمعیت و کندوکاو یک واقعه‌ی تاریخی متأثر از آن، مطالعه‌ی کتاب آدم‌خواران اثر ژان تولی را از دست ندهید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید