کابوس دسته‌جمعی؛ کتاب‌هایی درباره‌ی اپیدمی

0
67
کتاب‌هایی که در قرنطینه باید خواند
کتاب‌هایی با موضوع بیماری‌های واگیردار

گرفتار شدن ما و همه‌ی مردم دنیا به یک ویروس مشترک، کار و زندگی خیلی‌ها را مختل و فکر خیلی‌ها را درگیر کرده است. قبل‌تر در طول تاریخ، موارد مشابهی از همه‌گیری یک ویروس رخ داده و جان بسیاری از آدم‌ها را گرفته است. حتی می‌گویند طاعون به‌کلی ریشه‌کن نشده و ممکن است دوباره بازگردد. این‌روزها آنچه بیش از هر چیز فکر همه را مشغول کرده، این است که ما در قرن بیست‌ویکم و با توجه به رشد دانش پزشکی، دیگر گمان نمی‌کردیم یک ویروس تهدیدی جدی برای زندگی و سلامتی‌مان باشد. موضوع دیگر اینکه ریشه‌ی بیماری نامعلوم است. هنوز مشخص نشده که آیا کرونا ویروسی ساخته‌ی دست بشر است یا در آزمایشگاه به وجود آمده یا اینکه از خوردن حیوانات وحشی وارد بدن انسان شده و به جای تغذیه‌ی فرد، به نیستی او ختم شده است.

خیلی‌ها در شرایطی مانند شرایط عجیب فعلی به داستان‌ها رجوع می‌کنند، هم برای مشغول کردن خودشان و هم اینکه داستان‌ها در خود نوعی پیشگویی دارند: شخصیت‌های داستان در موقعیت‌های مشابه چه می‌کنند؟ مردم عادی چگونه واکنش نشان می‌دهند؟ آن‌ها برای نجات خودشان چه کارهایی انجام می‌دهند؟ چگونه می‌شود از مرگ گریخت؟ در اینجا به معرفی چند داستان می‌پردازیم که همگی به فارسی ترجمه شده‌اند. وجه مشترک این داستان‌ها تهدیدشدن نسل بشر با یک بیماری همه‌گیر است.

 

 

گذرگاه اثر جاستین کرونین

«سه‌گانه‌ی جاستین کرونین» یکی از بهترین آثار ترجمه‌شده در این زمینه است. جلد اول «گذرگاه»، جلد دوم «دوازده» و جلد سوم «شهر آینه‌ها» نام دارد. حجم هر جلد چیزی در حدود 700 تا 1200 صفحه است. اگر بخواهیم موضوع این کتاب را در یک خط خلاصه‌ کنیم، باید بگوییم در مورد میل بشر به جاودانگی ا‌ست. ارتش آمریکا در جست‌وجوی راهی برای جاودانه کردن بشر است و اتفاقاً در این داستان از خفاش استفاده می‌شود. آن‌ها ویروس به‌وجود‌آمده را روی زندانی‌های محکوم به حبس ابد یا اعدام آزمایش می‌کنند؛ یعنی آدم‌هایی که در زندگی عادی جنایتکار بوده‌اند. این اقدام موجب به‌وجودآمدن موجودات قدرتمندی می‌شود (گاهی شبیه خفاش) که انسان‌ها را می‌کشند. هم‌زمان با این اتفاق، ویروسی از آزمایشگاه به بیرون نفوذ کرده و باعث کشته شدن میلیون‌ها انسان می‌شود. اما این تنها ابتدای داستان است. در همان ابتدا هم ما با «امی» آشنا می‌شویم؛ دختر کوچکی که خانواده‌ای ندارد و ویروس روی او هم آزمایش می‌شود. امی به هیچ هیولایی تبدیل نمی‌شود و زنده می‌ماند.

سال‌ها بعد، انسان‌های کمی روی کره‌ی زمین زندگی می‌کنند که نویسنده مکان جغرافیایی اتفاق داستان را همان آمریکا در نظر گرفته است. بعد از انتشار ویروس، کتاب به طرز غافل‌گیرکننده‌ای مرگ دسته‌جمعی انسان‌ها را به ما نشان می‌دهد. جوری ما را با مرگ روبه‌رو می‌کند که اصلاً انتظارش را نداریم و از انسان‌هایی می‌گوید که هنوز داشتند زندگی عادی هرروزه‌شان را می‌گذراندند و فکر نمی‌کردند چنین سرنوشتی در انتظارشان باشد. آن‌ها بعد از گاز گرفته‌شدن توسط آن جنایتکاران به موجوداتی تبدیل می‌شدند که به آن‌ها «ویروسی» می‌گفتند و هویت انسانی، خاطرات و همه‌چیز زندگی خود را از دست می‌دادند.

طبق داستان کلونی‌ها تنها جاهایی هستند که جمعیتش هنوز زنده‌اند. ماجرا هم از یکی از همان کلونی‌ها آغاز می‌شود و اختلافی که بین اعضا و جوانانش به وجود می‌آید. شروع داستان درباره‌ی آشنایی غیرمنتظره‌ی آن‌ها با امی است؛ کسی که با وجود گذشت صد سال از همه‌گیر شدن ویروس، هنوز یک دختر شانزده‌ساله مانده است. این را بعدها در مورد امی می‌فهمند. او عمر طولانی دارد، اما جوان است. گروهی هشت‌نفره تشکیل می‌دهند و از کلونی فرار می‌کنند؛ به امید اینکه راه نجاتی پیدا کنند. این تازه ابتدای ماجراست.

جاستین کرونین برای نوشتن این مجموعه ده سال زمان گذاشت. او در سال‌های آخر نگارش این کتاب، در حال مبارزه با بیماری سرطان بود که البته همین موضوع بر جلد سوم سه‌گانه‌اش تأثیر فوق‌العاده‌ای گذاشته است.

طاعون اثر آلبرکامو

در طول قرن‌های گذشته، بیماری طاعون چندین بار انسان را درگیر خود کرده است. همه‌گیری آن تنها مختص به یک جا نبوده، بلکه در اروپا، آسیا و آفریقا وجود داشته است. در قرن چهاردم میلادی، طاعون خیارکی یا همان طاعون سیاه به مرگ بیش از 75 تا 200 میلیون نفر منجر شده است. یک‌سوم جمعیت مردم ایران در آن زمان کشته شدند. تا قرن نوزدهم، علت و درمانی برای این بیماری پیدا نشد. طاعون و همه‌گیری آن نتایج دیگری هم داشته است، مثلاً شکسپیر در همین دوران قرنطینه، «شاه لیر» را نوشت یا در همان دوران بود که نیوتن وقتی خود را در خانه‌ای روستایی قرنطینه کرده بود، آن سیب کذایی از بالای درختی بر سرش افتاد و به کشف قانون جاذبه و قوانین دیگر منجر شد.

کتاب «طاعون» اثر آلبرکامو در سال 1947 برای اولین بار به چاپ رسید؛ یعنی شصت سال پس از کشف علت بیماری طاعون و زمانی که فهمیدند این بیماری از موش‌ها به انسان منتقل می‌شود. داستان هم همین‌گونه آغاز می‌شود؛ با مرگ دسته‌جمعی موش‌ها و سرانجام مردن چند نفر از نزدیک‌ترین آدم‌ها به «دکتر ریو»، همان کسی که متوجه می‌شود یک بیماری مسری دارد در شهر پخش می‌شود. رمان در اُران، شهری در الجزایر رخ می‌دهد. آدم‌های مختلف برخورد متفاوتی با بیماری دارند. مثلاً کشیش می‌گوید گرفتار شدن به این بیماری حاصل آلوده شدن انسان‌ها به گناهان بسیار است. روزنامه‌نگاری به نام «رامبر» از وضعیت قرنطینه برای رسیدن به معشوقش استفاده می‌کند یا شخصیتی مثل دکتر ریو یک سازمان بهداشتی داوطلبانه تشکیل می‌دهد.

داستان حول روند پیشرفت بیماری می‌گذرد. در مورد اجساد انسان‌هایی می‌گوید که باید سوزانده می‌شدند و آن‌قدر زیاد بودند که آن‌ها را در کوره‌های جسدسوزی می‌انداختند. و راه‌آهن تنها برای حمل جسد‌ها استفاده می‌شد. رفته‌رفته با شروع فصل سرما، بیماری عقب‌نشینی کرد و تعداد کشته‌ها کم شد و مردم به زندگی روزمره‌ی خود بازگشتند. اما دکتر ریو معتقد بود که باسیل می‌تواند سال‌ها در شهر زنده بماند و بار دیگر به شهر هجوم آورد.

ایستگاه یازده اثر امیلی سنت جان مندل

امیلی سنت جان مندل از نویسنده‌های موفق کانادایی است که اتفاقاً به خاطر این رمان علمی‌تخیلی، برنده‌ی جایزه‌ی آرتور سی. کلارک شد. داستان «ایستگاه یازده» با اجرایی از لیرشاه شکسپیر در تورنتو آغاز می‌شود. یکی از بازیگران روی صحنه نقش بر زمین می‌شود و در ادامه با شیوع ویروسی به نام آنفلوآنزای گرجی، تقریباً همه‌ی ساکنان کره زمین نابود می‌شوند و عده‌ی کمی باقی می‌مانند. حالا بیست سال بعد از فاجعه، یک گروه تئاتر و موسیقی به سرزمین‌های مختلف سفر کرده و آثار شکسپیر را برای مردم اجرا می‌کنند…

در این کتاب، مظاهر زندگی مدرن مثل هواپیما، اینترنت و حتی امکانات بدیهی مثل آب و برق به‌راحتی از بین می‌روند و بشر به نقطه‌ای می‌رسد که انگار تازه پایش را روی زمین گذاشته؛ درحالی‌که با یک بیماری نادر درگیر است. اما زمان ماجراهای داستان وقتی است که بیست سال از خاموش شدن آن بیماری گذشته است و ما تنها خاطراتی از آن می‌شنویم، به‌ علاوه‌ی یک جمله که مدام در طول داستان تکرار می‌شود: «بقا کافی نیست.». این جمله شعار کاروان سمفونی سیار است. این  گروه با اجرای تئاتر و موسیقی برای بازماندگان، مدام در حال یادآوری این نکته هستند که ما واقعاً بدون هنر فقط مردگان متحرکی هستیم که برای بقا می‌جنگیم.

نقاب مرگ سرخ اثر ادگار آلن پو

ادگار آلن پو پدر ژانر وحشت است و خیلی از نویسنده‌ها در این ژانر از او الگوبرداری می‌کنند. اصلاً عجیب بود اگر او در این زمینه کتابی نمی‌نوشت. «نقاب مرگ سرخ» داستان کوتاهی از این نویسنده و در مورد مرگ سرخ یا همان طاعون است. موضوع اصلی داستان هراس از مرگ است. طاعونی همه‌گیر به نام مرگ سرخ در کشوری ناشناخته رشد می‌کند. شاهزاده پروسپروی جوان برای فرار از مرگ، خود و هزار نفر از دیگر نجیب‌زادگان ثروتمند را در بخشی از کاخ پادشاهی پنهان می‌سازد و بدون توجه به درد و رنج مردم بیرون کاخ، به خوش‌گذرانی در محیط امن درون کاخ خود مشغول می‌شود. او جشن بالماسکه‌ی باشکوهی را برای سرگرمی بیشتر ترتیب می‌دهد؛ اما ناگهان مرگ سرخ در قالب شبحی نقاب‌دار در میان آن جمع ظاهر می‌شود و همگی‌شان را به کام مرگ می‌کشاند. شب‌زنده‌داران یکی پس از دیگری بر زمین افتاده و جان می‌سپارند و با مرگ آخرین مهمان، زندگی ساعت بزرگ آبنوسی نیز به پایان می‌رسد.

ابلیس اثر استیون کینگ

استیون کینگ نویسنده‌ی بسیار نام‌آشنایی‌ است؛ البته بیشتر در ژانرهای فانتزی و وحشت. جالب است بدانیم که او کتابی آخرالزمانی به نام «ابلیس» هم نوشته است که با توجه به فضای داستان، می‌توان آن را هم در ژانر فانتزی و هم در ژانر علمی‌تخیلی گنجاند.

موضوع این داستان نیز در مورد شیوع یک ویروس از طریق آزمایشگاه است. مردی از یک آزمایشگاه بیولوژیک فرار می‌کند. زنجیره‌ای از اتفاقات مرگبار به وقوع می‌پیوندد و ویروسی جهش‌یافته منتشر می‌شود که طی فقط چند هفته، 99 درصد انسان‌ها را از بین می‌برد. افرادی که از این مهلکه جان سالم به در برده‌اند، در ترس و سردرگمی به سر می‌برند و به‌شدت به یک رهبر نیاز دارند. با پیشروی داستان، دو نفر برای رهبری و هدایت این جامعه‌ی کوچک پا پیش می‌گذارند: زنی صدوهشت‌‎ساله و خوش‌قلب به نام «مادر آباگیل» که از بازماندگان می‌خواهد جامعه‌ای در ایالت کلرادو بسازند؛ و مردی شرور به نام «راندال فلگ» که از آشوب و خشونت لذت می‌برد.

کاج‌زدگی اثر ضحی کاظمی

در میان کتاب‌های علمی‌تخیلی و آخرالزمانی، تنها یک داستان ایرانی به این موضوع پرداخته است. شاید به این دلیل که این ژانر تنها ده سال است که در ایران راه افتاده و هنوز آنچنان پر و بال نگرفته است. ضحی کاظمی یکی از این نویسندگان و اتفاقاً بسیار پرکار است. شمار آثار او به نزدیک ده عدد می‌رسد. این کتاب اولین کتاب از نویسنده بود که در این ژانر نوشته شد و توسط نشرچشمه به چاپ رسید.

ماجرای داستان در مورد زمان آینده است؛ وقتی جمعیت به صورت وحشتناکی زیاد شده، منابع کم است، زندگی به دشواری می‌گذرد، حاکمان جدیدی روی کار می‌آیند، علم پیشرفت می‌کند و زاد و ولد طبیعی متوقف می‌شود. پس از آن جنگ‌های طولانی و دوران سخت سازندگی، حالا مردم در شهری با امکانات فوق‌پیشرفته زندگی می‌کنند که ناگهان ویروسی شروع به کشتن افراد می‌کند. ویروسی غیرقابل‌کنترل که باعث می‌شود مردم به چیزی جز مرگ فکر نکنند و سرنوشت خود را تنها آن بدانند. البته در این میان کسانی هم پیدا شده‌اند که می‌خواهند این وضعیت را تغییر دهند.

نویسنده تلاش کرده براساس قواعد این ژانر نسخه‌ای ایرانی بنویسد؛ برای همین ما در برخی قسمت‌های داستان، پاره‌ای از اسطوره‌های ایرانی و عناصر آن را می‌بینیم.

رمان‌های علمی‌تخیلی به ما نشان می‌دهند که حتی مسائل غیرقابل‌پیش‌بینی هم ممکن است اتفاق بیفتند. خواندن این کتاب‌ها را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید